دختری از جنس کو یر
مردان در مسیر عشق به وسعت نامتناهی نامردند گدایی عشق میکنندتازمانی که به تسخیر قلب زن مطمئن نیستنداما همین که مطمئن شدند نامردی را درحد مردانگی انجا میدهند (دکتر علی شریعتی) پست ثابت چت روم یزدیها همیشه عاشق قلبی باش که اگه احساسشو شکستی باز از بودنت حس غرور کنه تو دوری و خیال تو نزدیک...!!! چه نا برار قسمت کرده اند فاصله ها را برداشت های دیگران در مورد خودت را در وسعت خود حل کن تا دریا باشی بزرگی روحت را میان دستانت پنهان کن که بزرگ بودن در میان این مردمان کوچک بسیار سخت است محال است بارانی از محبت را به کسی هدیه کنید و دستان خودتان اندکی خیس نشود نمی دونم گنجشک ها که شبیه هم هستن چه جوری همدیگه رو می شناسند؟!و نمیدونم چند نفر شبیه من هستن که تو دیگه منو نمی شناسی؟! اگه مي خواي فراموشم کني تو بذار دوباره من ببينمت واسه ي آخرين بار توي آغوش بذار بگيرمت اگه هنوزم مي شنوي تو اين صدا رو بيا بر گرد و ببين اين قلب ما رو که ديگه غبار غم رو دل نشسته بيا پاک کن اين همه گرد و غبارو کوچه بي تو بي عبوره کوچه چه سوتو کوره کوچه بي تو بي عبوره اين کوچه چه سوتو کوره يادته گفتي چقدر غمگين مي خوني تو بزن شاد بزن تو هم ميتوني حالا اين جا غمو با شادي ميخونم تا بگم بي تو من نه شاد
نميمونم کوچه بي تو بي عبوره کوچه چه سوتو کوره کوچه بي تو بي عبوره اين کوچه چه سوتو کوره سلام دوست جونیا .خوبین؟ا ی ی ی منم خوبم اگه هم خوب نباشم وقتی میام پیشتون حالم خوب میشه امروز اگه گفتین چه روزیه ؟؟؟؟ روز تولدمه ممنون از تموم دوستایی که اینقدر بهم لطف دارن و مرتب بهم سر میزنن و منو خوشحال میکنن بفرمایین کیک نوش جان کنید راستی این کیک دست پخت خودمه ها قابل توجه دوستان . خوشمزه بود؟؟؟؟؟؟؟؟ پسره به دختره گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت: میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید… چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت) دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم هیچ گاه چشمهایی را که عاشقانه میپرستم ندیدم اما میدانم چشمهایش به مهربانی دریا و به وسعت دشت شقایق است و این برای من کافی است که بدانم عمق چشمانش به ژرفای اقیانوس است و مثل دشت آرام است. من رنگ چشمانش را برای چه میخواهم بدانم وقتی نگاهش پر از عشق است وقتی در عمیقترین نقطه چشمانش می شود دریا را پیدا کرد و در ساحل چشمانش به آرامش رسید. رنگ چشمش مهم نیست وقتی در کنارش به آرامش خیال میرسی و میخواهی تمام دنیا در یک لحظه نگاه او تمام شود. هیچ چیز مهم نیست وقتی ایثار و عشق در نگاه او معنا پیدا کند. یک نگاه برایت تمام دنیا میشود. باور میکنی؟ این چه عشقیـست که در دل دارم باز لبهای عطـــــش کرده مـن عشق سوزان تــــــو را میجوید چت روم یزدیها سلام به دخترای خشوپُسرای ناخش (هه هه فکر کردت مگم پُسرای خش تر هان؟ کورخوندت) خداروشکر امتحانات رو یکی پس دیگری گذروندم خیلی خوندم نه که تو طول ترم خیلی دانشجو فعالی بودم و همش درسامو مخوندم .ولی خب گذشت .... همه در تعجب بودن که من چطوری دارم درس مخونم هنوز نمرات درخشان رو نزدم ولی خیلی مترسم مخصوصا دولتی1 ، مدیریت مالی 1 حالا هر چی خیلی خوشحالم از اینکه تموم شد ولی از یه جهتم ناراحت که دوستام رو نمیبینم مخصوصا دلم واسه مهدیه با اون رانندگی و ترمز گرفتناش که بوی لاستیک بلند مشه وقتی ترمز میگیره اخ اخ دورای پلیسش رو نگو هر وقت سوار ماشینش مشم جلو چشامو میگیرم هی خدا خدا مکنم که سالم برسم دیگه نوبتیم باشه نوبت پست تای خش خشه !!!!! ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام پ.ن:اهنگ وبمو عوض کردم امیدوارم خوشتون بیاد راستی یه چیز مهمتر دوستان یزدی میتون به این ادرس برن و وبلاگشون رودر کنار دیگر وبلاگ های بچه های یزد به ثبت برسونن 



من از این عشق چه حاصل دارم
میگریزی ز مـــــن و در طلبت
باز هم کوشش باطــــــل دارم
میطپد قلبمــــم با هر طپشـی
قصه عشق تــــــــو را میگوید
بخت اگر از تـــــو جدایـم کرده
میگشایم گــره از بخت چه بـاک
ترسم این عشـــق سرانجام مـرا
بکشد تا به سراپرده خــــــــاک
این چه عشقیـست که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست
ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست

پ .ن :از این به بعد جواب کامنتا روتو وبلاگ خودم میدم مگر اینکه خصوصی باشه
واسم دعا کنید تا تو امتحاناتم موفق باشم و همشون رو پاس کنم
همتون رو دست دارم
بوووووووووووووووووووووووس
| Design By : Pichak |


